نیم پست
تماس با ما

نقش ابراهیم اشتر در مختارنامه | مالک اشتر کیست

 

 

بازیگر نقش ابراهیم بن مالک اشتر در مختارنامه بازیگر نقش همسر ابراهیم مالک اشتر چرا ابراهیم پسر مالک اشتر در کربلا نبود و فیلم کشته شدن ابراهیم مالک اشتر سرنوشت ابراهیم مالک اشتر بعد از شهادت مختار چه بود؟ اسم زن ابراهیم مالک اشتر در مختارنامه سرنوشت مالک اشتر بعد از مرگ مختار زن ابراهیم مالک اشتر در مختارنامه

همه در ادامه مطلب

 

با همراه باشید

 

مالک اشتر، بزرگمرد تقوا و کمالات و ماجرای شهادت او

 

مالک اشتر همچون استادش امیر مومنان علی (علیه السلام) جامع اضداد بود در عین اینکه شجاع و نترس بود، نسبت به زیر دستان قلبی رئوف و مهربان داشت و در عین آنکه قدرتمند و صاحب رای بود، با خویشتن داری و تحمل، تسلیم رای امیر مومنان علی (علیه السلام) بود، نیتی خالص  و اراده ای پرتوان  و قلبی ثابت  و عزمی خلل ناپذیر داشت. عارفی تیزبین، ادیبی هوشمند، سخنوری توانا، جنگجویی پر تجربه، سیاست مداری بلند نظر ،مدیری وارسته و عارفی خوش اخلاق بود. در همه شئون زندگی در جایگاه رفیعی از ایمان و معرفت و اخلاق نیک قرار داشت. از این رو، او نه تنها در شجاعت  بلکه در همه ابعاد انسانی، قهرمانِ قهرمانان بود. دوست و دشمن به عظمت روح  و جوانمردی او اعتراف داشتند. در اینجا برای آگاهی بیشتر به ابعاد شخصیت مالک اشتر، کافی است که به این سخن امیر مومنان علی (علیه السلام) توجه عمیق کنیم، آنجا که فرمود:

رَحِمَ اللَّهُ مَالِکاً فَلَقَد کَان الأَشترُ لِي کَمَا کُنتُ لِرَسُولِ اللَّهِ؛ «خداوند مالک اشتر را رحمت کند. او برای من همان گونه بود که من برای رسول خدا (ص) بودم.» (۱۰۱)اگر در شان مالک اشتر هیچ سخنی جز این سخن نبود، کافی بود که اوج عظمت مالک اشتر را نشان بدهد.

 

اینک در اینجا به ذکر چند نمونه از کمالات مالک اشتر می پردازیم:

 

۱- مالک، مجموعه کمالات از دیدگاه دانشمند سنی

 

ابن ابی الحدید، دانشمند معروف اهل تسنن، مالک اشتر را چنین توصیف می کند: او مردی جنگجو، بخشنده، بلند مقام، بردبار، سخنور، و شاعر بود، و شدت را با نرمی می آمیخت. به هنگام اظهار قدرت، قدر نشان می داد، و به هنگام مدارا، مدارا می کرد. او نگهبان، پاسدار، شجاع، رییس، از بزرگان شیعه و شخصیت های برجسته به حساب می آمد  و پیوند والا و شدید و خلل ناپذیر با امیر مومنان علی (علیه السلام) داشت. لِلَّهِ دَرُّ أمِّهِ عن الاشتر، لو أنّ إنساناً یُقسِمُ أنّ اللَّه تعالی؛ ما خَلق  أشجع منه الا استاذَه عليَّ بنَ ابي طالب لَمَا خَشِیتُ عَلَیهِ الإِثمَ.  خدایا به مادرش پاداش دهد، که مالک اشتر را به دنیا آورد اگر کسی سوگند یاد کند که خداوند در عرب و عجم، قهرمانی دلیرتر از مالک اشتر، جز استادش علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیافریده است، من او را در این سوگند، گناهکار، و گزاف گو نمی دانم. (۱۰۲)

 

۲- چند ویژگی  مالک اشتر، در نامه علی (علیه السلام)

 

محمد بن ابوبکر یار مخلص و شجاع حضرت علی (علیه السلام) از جانب آن حضرت استاندار مصر بود، ولی شرایط مصر به گونه ای بود که برای نگهداری و کنترل آن نیاز به وجود شخصی مانند مالک اشتر داشت. از این رو، حضرت علی (علیه السلام) محمد بن ابوبکر را عزل کرد و مالک اشتر را برای استانداری مصر نصب نمود. (ولی مالک در مسیر راه توسط ماموران نفوذی معاویه به شهادت رسید.) حضرت علی (علیه السلام) پس از خبر شهادت مالک اشتر نامه ای برای محمد بن ابوبکر نوشت. در بخشی از آن نامه، مالک اشتر را چنین معرفی کرد؛

 

این مردی را که والی مصر نمودم، دارای این ویژگی ها بود: «مالک اشتر ناصح و خیرخواه ما بود. او نسبت به دشمنان ما، سختگیر و در هم کوبنده بود. خدا او را رحمت کند که ایام زندگی را به پایان برد و با مرگ ملاقات کرد در حالی که ما از او راضی و خشنود هستیم! خداوند نعمت خشنودیش را بر او ارزانی دارد و چندان برابر پاداشش به او بیفزاید.» (۱۰۳)

 

۳- بزرگواری مالک اشتر در مورد آزادی اسیر

 

در جنگ صفین، یکی از سرداران سپاه معاویه شخصی به نام «اصبغ بن ضرار» در یکی از درگیری های شدید که مالک اشتر در رکاب امام علی (علیه السلام) با دشمن می جنگید،  حضرت (ع) به مالک فریاد زد به جنگ اصبغ برود. مالک اشتر به سوی اصبغ حمله کرد، ولی اصبغ نتوانست در برابر مالک مقاومت کند و به اسارت مالک درآمد. مالک دستهای او را محکم بست و به اردوگاه خود آورد. آن روز پایان یافت و شب فرارسید، آن اسیر بسیار ناراحت بود؛ چرا که فکر می کرد فردای آن شب، روزِ اعدام اوست. او آن شب، سوز دل خود را در اشعاری بیان کرد و آن اشعار را بلند خواند، به طوری که مالک اشتر آن اشعار را از او شنید. او در آن اشعار گفته بود: «ای شب تا ابد و تا قیامت، شب باش! ای کاش این شب، روز نمی شد؛ زیرا از اینکه فردا اعدامم کنند، ترس و وحشت دارم….» مالک اشتر نسبت به اینکه نسبت به دشمن، سختگیر بود، در اینجا نسبت با آن اسیر بزرگواری کرد و دلش به حال او سوخت. آن شب به پایان رسید. صبح، مالک اشتر  آن اسیر را نزد مومنان علی (علیه السلام) آورد و عرض کرد:

 

این شخص از سپاهیان مسلح معاویه است. او را دیروز اسیر کردم. امشب در نزد ما بود و اشعاری اثر بخش خواند. اکنون او را به اینجا آوردم. اگر رأی شما کشتن این شخص است، او را بکش. ولی اگر بخشیدن این شخص راه دارد، او را به ما ببخش.  حضرت علی (علیه السلام) فرمود: ای مالک! او را به تو بخشیدم. هرگاه در جنگ با اهل اسیر گرفتی، او را نکش، چرا که اسیر اهل قبله (مسلمان) کشته نمی شود. مالک اشتر، اصبغ را به خانه خود برد و آزاد کرد. (۱۰۴)

 

نقش ابراهیم اشتر در مختارنامه | مالک اشتر کیست

آخرین مطالب سایت